تبلیغات
آزادیستان - شعر جادوی سکوت (فریدون مشیری)

مرتبه
تاریخ : جمعه 10 خرداد 1392

 

شعر سکوت مشیری, شعر فریدون مشیری

 من سکوت خویش را گم کرده‌ام!
لاجرم در این هیاهو گم شدم

من، که خود افسانه می‌پرداختم،
عاقبت، افسانه‌ی مردم شدم!

ای سکوت، ای مادر فریادها،
ساز جانم از تو پرآوازه بود،

تا در آغوش تو راهی داشتم،
چون شراب کهنه، شعرم تازه بود.

در پناهت برگ و بار من شکفت
تو مرا بردی به شهر یادها

من ندیدم خوشتر از جادوی تو
ای سکوت، ای مادر فریادها!

گم شدم در این هیاهو، گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من؟

گر سکوت خویش را می‌داشتم
زندگی پر بود از فریاد من!




طبقه بندی: شعر و مطالب زیبا، 
برچسب ها: اشعار فریدون مشیری، فریدون مشیری، شعرجادوی سکوت فریدون مشیری، اشعار زیبا و خواندنی فارسی، مثنوی، شعر سنتی،
ارسال توسط میلاد قیامی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
شما طرفدار کدام تیم هستید؟








پیوند های روزانه
امکانات جانبی

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);