تبلیغات
آزادیستان - مطالب دیالوگ های ماندگار

مرتبه
تاریخ : شنبه 23 شهریور 1392
تورا به خاطر همه کسانی که نشناخته ام دوست میدارم
تورا به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست میدارم
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب می شود
و برای خاطر نخستین گناه
تورا به خاطر دوست داشتن دوست میدارم
تورا به جای همه ی کسایی که دوست نمیدارم دوست میدارم


مدار صفر درجه - ۱۳۸۶
حسن فتحی
نگاره: ‏تورا به خاطر همه کسانی که نشناخته ام دوست میدارم
تورا به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست میدارم
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب می شود
و برای خاطر نخستین گناه
تورا به خاطر دوست داشتن دوست میدارم
تورا به جای همه ی کسایی که دوست نمیدارم دوست میدارم


مدار صفر درجه - ۱۳۸۶
حسن فتحی‏



طبقه بندی: دیالوگ های ماندگار، 
برچسب ها: دیالوگ های ماندگار، دیالوگ های به یاد ماندنی و تاثیرگذار، دیالوگ های ماندگار سریال های ایرانی، دیالوگ های مدار صفر درجه،
ارسال توسط میلاد قیامی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 20 تیر 1392
ساعت زنگ زده دیگه زنگ نمی زنه ...

چون زنگاشو زده.


(سوته دلان ـ زنده یاد استاد علی حاتمی)



طبقه بندی: دیالوگ های ماندگار، 
برچسب ها: دیالوگ های علی حاتمی، دیالوگ فیلم سوته دلان، دیالوگ های قدیمی سینما، دیالوگ های دلنشین و زیبا، سخنان ماندگار،
ارسال توسط میلاد قیامی
من زندگی مو باختم حاج آقا !
منو از حبس می ترسونی ؟
برو از خدا بترس..



طبقه بندی: دیالوگ های ماندگار، 
برچسب ها: دیالوگ های ماندگار سینما، دیالوگ های زیبا و به یاد ماندنی، دیالوگ جدایی نادر از سیمین، دیالوگ ماندگار، فیلم سینمایی،
ارسال توسط میلاد قیامی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392
نمیدونم چـــرا تو زندگیم هـــی نمیشه !!


دیالوگی ماندگار از سریال مرد هزارچهره
به کارگردانی:مهران مدیری



 




طبقه بندی: دیالوگ های ماندگار، 
برچسب ها: دیالوگ های ماندگار، دیالوگ فیلم مرد هزار چهره، مهران مدیری، دیالوگ سریال های تلویزیونی، دیالوگ فیلم های ایرانی،
ارسال توسط میلاد قیامی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392

من شما رو نمی شناسـم!،اما اگه مثل ما فارسی حرف می زنین، پس معنی این غیرتو می فهمین؛ این غیرت داره خشک می شه، شاهرگ این غیرت...کمک کنید نذاریم این اتفاق بیفته… من برای صبرتون یه یا علی می خوام...همین!!

دیالوگ ماندگار از "آژانس شیشه‌ای







طبقه بندی: دیالوگ های ماندگار، 
برچسب ها: دیالوگ فیلم آزانس شیشه ای، دیالوگ های ماندگار سینما ایران، ابراهیم حاتمی کیا، دیالوگ های زیبا،
ارسال توسط میلاد قیامی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392

شهردار : اونا رو می بینی آقای رنگو ؟
اونا دوستها و همسایه هام هستن . زندگی اینجا سخته ، خیلی سخت
می دونی اونا چه جوری تا الان دووم آوردن ؟
اونا باور دارن ! باور دارن که اوضاع بالاخره بهتر میشه ، اونا باور دارن که برخلاف همه ی شواهد و قرائن فردا بهتر از امروز میشه ؛ مردم باید به یه چیزی باور داشته باشن
 ..


Rango - Gore Verbinski




طبقه بندی: دیالوگ های ماندگار، 
برچسب ها: دیالوگ های ماندگار، دیالوگ به یاد ماندنی فیلم های سینمایی، دیالوگ فیلم های خارجی، دیالوگ رنگو، کارتون رنگو،
ارسال توسط میلاد قیامی
مرتبه
تاریخ : جمعه 27 اردیبهشت 1392


نـنـــــه ! هــر چی بدبختــی کشیدیــم ;


گفتی : " حکمــت خداســت "


بــبــین ننــه ...


نیشونـــی ایــن حکمتــو بــده بــرم در خــونش


بگــم دٍ لامصـــــــــــــب ،


مشکلــت با مـــن چیـــه آخــه ...؟!



 




طبقه بندی: دیالوگ های ماندگار، 
برچسب ها: دیالوگ فیلم قیصر، دیالوگ های ماندگار، دیالوگ های جاودانه، دیالوگ فیلم های سینمایی،
ارسال توسط میلاد قیامی
مرتبه
تاریخ : شنبه 28 بهمن 1391
هزار دستان بود و ابردست
غافل که دست خداست بالاترین دست
آخرین جمله هزاردستان



طبقه بندی: دیالوگ های ماندگار، 
برچسب ها: دیالوگ های ماندگار، دیالوگ های به یاد ماندنی سینما، هزاردستان، دیالوگ های فیلم هزاردستان، دیالوگ سریال های سیما، علی حاتمی،
ارسال توسط میلاد قیامی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 15 بهمن 1391

قیصر (بهروز وثوقی):اگه پیر شدن به اینه كه دل آدم كوچیك شه خدایا منو پیر نكن كه اصلن حوصله شو ندارم!

قیصر -۱۳۴۸
مسعود کیمیایی

قیصر (بهروز وثوقی):اگه پیر شدن به اینه كه دل آدم كوچیك شه خدایا منو پیر نكن كه اصلن حوصله شو ندارم!

قیصر -۱۳۴۸
مسعود کیمیایی



طبقه بندی: دیالوگ های ماندگار، 
برچسب ها: دیالوگ ها ماندگار، دیالوگ زیبا، قیصر، بهروز وثوقی، دیلوگ فیلم های ایرانی، دیالوگ ماندگار سینما،
ارسال توسط میلاد قیامی
مرتبه
تاریخ : شنبه 18 آذر 1391
دون کورلئونه(مارلون براندو): مـن تـمـومِ زنـدگـیـم سـعـی کـردم کـه بـی تـفـاوت نـبـاشـم ، زنـا و بـچـه هـا مـی تـونـن بـی تـفـاوت بـاشـن . ولـی یــــــه مـــــرد نــــــمــیـتـــونـــه !

The God Father-1972



طبقه بندی: دیالوگ های ماندگار، 
برچسب ها: دیالوگ ماندگار، دیالوگ های زیبا و تاثیر گذار، فیلم سنمایی پدر خوانده، دیالوگ های فیلم پدر خوانده، جملات بیاد ماندنی فیلم ها،
ارسال توسط میلاد قیامی
مرتبه
تاریخ : شنبه 18 آذر 1391
جــان مـیـلــتــون (آل پـاچـیـنـو) : فـرمــانــروایـی در جـهـنـم، بـهـتـر از خـدمــت کـردن در بـهــشــته!
1997
وکیل مدافع شیطان The Devil's Advocate-



طبقه بندی: دیالوگ های ماندگار، 
برچسب ها: دیالوگ های ماندگار، دیالوگ زیبا فیلم ها، جملات ماندگار سینمایی، دیالوگ های برتر و بیاد ماندنی،
ارسال توسط میلاد قیامی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391
علی حاتمی در فیلم كمال‌الملك از زبان استاد نقاش می‌گوید:
من آرزو طلب نمی‌كنم، آرزو می‌سازم.


دیالوگی به یاد ماندنی از فیلم حاجی واشنگتن (1361):
آیین چراغ، خاموشی نیست


دیالوگ آخر امیرکبیردر سلطان صاحبقران در حمام فین کاشان:
مرگ حق است ولی به دست شما بسی مشکل، اما شوق از میان شما رفتن مرگ را آسان می‌کند.


دیالوگ امین تارخ در فیلم دلشدگان که با صدای جاودانه استاد شجریان همراه است:
در طریقت ما شرط اول تر دامنی است و آدم خیس هراس بارون نداره!


یکی از دیالوگ های بیادماندنی فیلم مادر:
شب رو باید بی‌چراغ روشن كرد.


مظفرالدین شاه در فیلم کمال الملک:
همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید.


باز هم در فیلم کمال الملک، ناصرالدین شاه خطاب به مدیر مدرسه هنر می‌گوید:
هنر مزرعه بلال نیست كه محصولش بهتر شود از ستاره‌های آسمان هم یكی می‌شود كوكب درخشان، الباقی ای، سوسو می‌زند


حبیب آقا در آخرین دیالوگ فیلم سوته دلان:
همه عمر دیر رسیدیم .


«كمیته مجازات، جایی كه می‌گوید:
این ملت خواب، این ملت بنگی و افیونی و خواب

(علی حاتمی برگذشتگان ما خرده می‌گیرد كه چرا به جای مبارزه، عقب نشستند و اسیر افیون شدند.».
در «حسن كچل» دیالوگ بسیار زیبایی به یادم هست:
شاعر و تاجر كه با هم فرق نداره، تاجر ورشكسته شاعر میشه، شاعر پولدار میره تاجر میشه!



ناصرالدین شاه در کمال الملک:
برای آمدن به چشم نقاش،باید درچشم انداز بود.



مظفرالدین شاه:
کار جهان به اعتدال راست میشود. اتابک بدش نیاید، ما که صدراعظم مثل بیسمارک نداریم .




طبقه بندی: دیالوگ های ماندگار، 
برچسب ها: دیالوگ ماندگار، علی حاتمی، دیالوگ های نوشته شده علی حاتمی، فیلم های علی حاتمی،
ارسال توسط میلاد قیامی
مرتبه
تاریخ : شنبه 29 تیر 1392
خسرو شکیبایی :
مردم منو میدیدن میگفتن مخش تکون خورده . ولی من به مامانم میگفتم من دلم تکون خورده نه مخم
مادرم میگفت گور بابای مخ، تو،دلت قد صدتا مخ می ارزه
به خدا گفت ، به همین زمین قسم گفت ...
اندیشه فولادوند :
مادرت نپرسید عاشق کی شدی ؟ ن...
پرسید اسمش چیه ؟
خسرو شکیبایی :
مادرا که از آدم چیزی نمیپرسن . همه چیو خودشون میدونن!


ستاره بود - فریدون جیرانی



طبقه بندی: دیالوگ های ماندگار، 
برچسب ها: دیالوگ های ماندگار، دیالوگ های ماندگار سینما، دیالوگ های خسرو شکیبایی، فریدون جیرانی، فیلم ستاره بود،
ارسال توسط میلاد قیامی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
شما طرفدار کدام تیم هستید؟








پیوند های روزانه
امکانات جانبی

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);